شناسایی و اعتبارسنجی موانع آموزش الکترونیکی در نظام آموزش عمومی ایران
کلمات کلیدی:
نفش فناوری اطلاعات در آموزش های مجازی و روش های آموزش الکترونیکی, چالشهای آموزش الکترونیکی،, نظام آموزش عمومیچکیده
هدف: هدف این پژوهش، شناسایی و اعتبارسنجی موانع آموزش الکترونیکی در نظام آموزش عمومی ایران است.
روششناسی: این پژوهش با روش ترکیبی اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۹ نفر از خبرگان حوزه آموزش و تحلیل مضمون با استفاده از نرمافزار Atlas گردآوری و تحلیل شد. در بخش اعتبارسنجی، از روش دلفی سهمرحلهای با مشارکت ۲۲ خبره و استفاده از چکلیست خبرهسنجی بهره گرفته شد. در بخش کمی، دادهها با استفاده از پرسشنامه ۱۱۵ سؤالی از ۳۸۰ معلم دوره ابتدایی، متوسطه اول و دوم استان مازندران گردآوری شده و با روش مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار Smart PLS تحلیل شد. اعتبار و پایایی ابزارها نیز با شاخصهای CVR، CVI، پایایی آزمون-بازآزمون، آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی ارزیابی گردید.
یافتهها: یافتههای کمی نشان داد که تمام مؤلفههای مدل پیشنهادی از بار عاملی بالاتر از 0.40 برخوردار بوده، روایی همگرا در دامنه 0.561 تا 0.69 و روایی واگرا تأیید شد. آلفای کرونباخ بین 0.730 تا 0.829 و پایایی ترکیبی بین 0.845 تا 0.891 محاسبه شد. مدل نهایی دارای برازش مناسب و قابلیت تبیین ساختار موانع آموزش الکترونیکی در جامعه آماری واقعی بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه حاکی از آن است که موانع آموزش الکترونیکی در نظام آموزش عمومی ایران چندبعدی بوده و در قالب شش چالش اصلی و ۲۴ چالش فرعی قابل دستهبندی هستند. مدل نهایی میتواند به عنوان الگویی معتبر برای شناسایی و رفع موانع در سیاستگذاریهای آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.
دانلودها
دانلود
چاپ شده
ارسال
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2025 فاطمه ابراهیمی بازگیر, ترانه عنایتی, مهسا غلامحسین زاده (نویسنده)

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.